جعفر شهرى باف

242

طهران قديم ( فارسى )

و قيمت لارى ششصد تومان كه يك پنجم آن گرفته شده بقيه قسطبندى ميگرديد و قيمت بارى از هزار و هزار و پانصد تومان بود تا عاليترين و پر ظرفيت‌ترين آنها يعنى گراهام پيچ كه دو هزار و پانصد تومان با پانصد تومان پيش قسط تحويل ميگرديد ، با بسيارى لوازم يدكى مانند دوچرخ يدك كامل با لاستيك و جعبه آچار تمام و تلمبه دستى و چراغ دوره‌گرد ، علاوه بر آن جوايزى از قبيل ساعت و مدال طلا و فندك و كمربند و كت چرمى و قوطى سيگار و غيره كه به راننده و تحويل‌گيرندهء آن پيشكش ميگرديد ، اضافه بر شرطى براى واسطهء فروش كه از هر ده اتومبيل كه بتواند به فروش برساند يك اتومبيل يا قيمت آن متعلق به خودش باشد . سيماى اتومبيلهاى اوايل سوارىها تماما اتاقشان كروكى و شبيه اتاق درشكه بود ، در كروكى از برزنت محكم ضخيم با چرخهاى توپر رزينى ، همراه تكان‌هاى شديد هنگام حركت ، اما با اينهمه مرغوب‌تر از مدلهاى لاستيك بادى كه بعدا آمدند ، از آنجا كه مدلهاى تازه لاستيكشان سوراخ شده آنها نميشدند و همين ترس و مزاحمت پنچرگيرى بود كه تا مدتها مردم را با همه مزاياى نرمى و سرعت و روانى از خريد نوع لاستيك بادى منع مينمود . گلگيرهايشان كاملا شبيه گلگير درشكه كه بالاى چرخها برگردان شده بودند و فرمانشان چهار پره‌اى از چوب لاك الكلى شده همراه لزوم زور و فشار فراوان هنگام فرمان دادن ، از آنجا كه كمك فرمان و دستگاه نرم‌كننده در آنها بوجود نيامده بود . دوچرخ زاپاس جهت احتياط روى ركاب‌هاى دو طرف از نوع لاستيك بادى و باربندى در عقبشان بجاى صندوق عقب براى بستن بار با ظرفيت چهار نفر و سرعتش حد اكثر چهل كيلومتر در لاستيك توپر و شصت كيلومتر در لاستيك بادىها ، همراه استحكامى فوق العاده كه بندرت دچار شكست و بست و عيب و خرابى ميگرديد ، با تضمين دهساله كه كمپانى سلامت و تعمير آنها را ضمانت مينمود . جرقهء سر شمعهايش بوسيله ( ماگنيت ) مىرسيد « اسبابى شبيه دينام » كه با حركت هندل در آن توليد برقى قوى و متناوب شده فقط به كار موتور و رساندن جرقه بسر شمع‌ها مىآمد و قبل از اين نيز مگنيتى كه برقى شبيه پنبه‌اى كه آتش